منتظران ظهور
پنج شنبه 26 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 2:22 ::  نويسنده : علی بامری

بسم رب الشهداءوالصدیقین
آیت الله بهجت و هجرت به قم
ایشان بعد از تکمیل دروس ، در سال 1363 ه‍ .ق . موافق با 1324 ه‍ .ش .، به ایران مراجعت کرده و چند ماهى در موطن خود فومن اقامت گزید و بعداً در حالى که آماده بازگشت به حوزه علمیه نجف اشرف بود، قصد زیارت حرم مطّهر حضرت معصومه علیهاالسّلام و اطّلاع یافتن از وضعیّت حوزه قم را کرد، ولى در طول چند ماهى که در قم توقّف کرده بود، خبر رحلت استادان بزرگ نجف ، یکى پس از دیگرى شنیده مى شد، لذا ایشان تصمیم گرفت که در شهر مقدس قم اقامت کند.
در قم از محضر آیت الله العظمى حجت کوه کمره اى استفاده کرده و در بین شاگردان آن فقید سعید درخشید. چند ماهى از اقامت حضرت آیة الله العظمى بروجردى در قم نگذشته بود که آیت اللّه بهجت وارد قم شد، و همچون حضرات آیات عظام امام خمینى ، گلپایگانى و... به درس فقید سعید مرحوم بروجردى حاضر شد.
آیت الله مصباح در این باره مى گوید: ((آیت الله بهجت از همان زمانى که مرحوم آیت الله بروجردى قدّس سرّه در قم درس شروع کرده بودند از شاگردان برجسته و از مُسْتَشْکِلین معروف و مبرّز درس ایشان بودند. معمولا استادانى که درس خارج مى گویند، در میان شاگردانشان یکى دو سه نفر هستند که ضمن اینکه بیش از همه مطالب را ضبط مى کنند احیاناً اشکالاتى به نظرشان مى رسد که مطرح و پى گیرى مى کنند تا مسائل کاملاً حل شود، اینان از دیگران دقیق ترند، و اشکالاتشان علمى تر و نیاز به غور و بررسى بیشترى دارد، و ایشان در آن زمان چنین موقعیّتى را در درس مرحوم آیت الله بروجردى داشتند.))

نفس کشیدن آدمی گام های او به سوی مرگ است.
چهار شنبه 25 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 1:40 ::  نويسنده : علی بامری

  • عالمان و خردمندان
  • سوره مبارکه عنکبوت
  • آیه شریفه 43
  • وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ

  • معنای آیه:

    مثال کسانی که غیر از خدا را سرپرست خود می دانند مانند عنکبوتی است که به خانه ی سست خود پناه می برد. این مثال هایی است که برای مردم می زنیم و جز دانایان آن را درک نمی کنند.

  • پیام آیه:

    تکیه و اعتماد به هرچیز غیر از خداوند حکیم، تکیه بر پایه های سستی است که هرگز ادامه نخواهد داشت. خداوند عالمان و خردمندان را می ستاید زیرا آنان می دانند که همه ی گنجینه ها نزد خداست. و تنها تکیه گاه باید او باشد. بکوشیم از عالمان و خردمندان باشیم.

نفس کشیدن آدمی گام های او به سوی مرگ است.
چهار شنبه 25 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 1:38 ::  نويسنده : علی بامری

نفس کشیدن آدمی گام های او به سوی مرگ است.
چهار شنبه 25 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 1:33 ::  نويسنده : علی بامری

ولايت فقيه

انديشه سياسي شيعه در عصر غيبت کبري با نظريه «ولايت فقيه» گره خورده است. در اصطلاح «زعيم و ولي فقيه» کسي است که عالم به سياست هاي ديني و برقرار کننده عدالت اجتماعي در ميان مردم باشد. طبق اخبار، او دژ اسلام و وارث پيامبران و جانشين پيامبر خدا و همچون پيامبران بني اسرائيل بوده، بهترين خلق خدا بعد از ائمه است. مجاري امور و احکام و دستورها، به دست او بوده و حاکم بر زمامداران است. مسأله «ولايت فقيه» گرچه ريشه کلامي دارد؛ ولي جنبه فقهي آن موجب گرديده تا فقها از روز نخست، در ابواب مختلف فقهي از آن بحث کنند و موضوع ولايت فقيه را در هر يک از مسائل مربوطه روشن سازند. در باب جهاد و تقسيم غنايم و خمس و گرفتن و توزيع زکات و سرپرستي انفال و نيز اموال غايبين و قاصرين و باب امر به معروف و نهي از منکر و باب حدود و قصاص و تعزيرات و مطلق اجراي احکام انتظامي اسلام، فقها از مسأله «ولايت فقيه» و گستره آن بحث کرده اند.مقصود از مطلقه بودن ولايت فقيه گستره دامنه ولايت فقيه است، که در شعاع مسؤوليت رهبري سياسي او است و تمامي ابعاد مربوط به مصالح امت را شامل مي شود (از جمله اجراي تمامي احکام انتظامي اسلام). در مقابل آن، ولايت هاي خاصّ، مانند ولايت پدر درباره ازدواج دختر يا ولايت پدر و جد در رابطه با تصرفات مالي فرزندان صغير قرار دارد. اساساً اضافه شدن ولايت به وصف عنواني «فقيه» محدوديت آن را در چارچوب فقه مي رساند، در واقع فقه او است که حکومت مي کند، نه شخص او. پس هيچ گونه قاهريت و حاکميت اراده شخصي در کار نيست. از همين جا، مسؤوليت مقام رهبري - در اسلام - در پيشگاه خدا و مردم روشن مي گردد. او در پيشگاه خدا مسؤول است تا احکام را کاملاً اجرا نمايد و در مقابل مردم مسؤول است تا مصالح همگاني را به بهترين شکل ممکن تأمين نمايد و عدالت اجتماعي را در همه زمينه ها و به صورت گسترده و بدون تبعيض اجرا کند و هرگز در اين مسؤوليت کوتاه نيايد.

نفس کشیدن آدمی گام های او به سوی مرگ است.
شنبه 21 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 23:21 ::  نويسنده : علی بامری

نفس کشیدن آدمی گام های او به سوی مرگ است.
جمعه 20 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 15:51 ::  نويسنده : علی بامری

زمان زمان عجیبیست یارمابه کجاست؟..........................

دهد ندا دل من که امام من تنهاست........................

یابن الزهرایابن الزهرا........................................

گشته ام ازفراق توشیدا.............................

یابیایک نگاهی به من کن.....................

یابادودستت مراکفن کن................

آقاجان التماس دعا...............

 

اللهم صل علی محمدوآل محمدوعحل فرجهم

اللهم عجل لولیک الفرج


نفس کشیدن آدمی گام های او به سوی مرگ است.
یک شنبه 15 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 20:56 ::  نويسنده : علی بامری

بسم رب الشهداءوالصدیقین

تشدید حرص مردان

یکی دیگر از ایرادها این است که پوشیدگی زن اشتیاق و حرص مردان را افزایش می­دهد زیرا انسان بر چیزی که از آن منع شده است حرص می­ورزد. اما اگر از حجاب بیرون آید پس از مدتی برای مردان جامعه طبیعی خواهد شد و حساسیت­های جنسی از میان خواهد رفت.

این راه حل اشکالات فراوانی را به همراه دارد که به برخی از آنها اشاره می­کنیم:

1- زن بی­حجاب تنها برای مردانی که همواره او را می­نگرند ممکن است طبیعی شود اما مردهای نامحرم به چند نفر محدود نمی­گردند. بنابراین ظاهر او همواره برای اکثریت قریب به اتفاق مردان جامعه تازگی و تنوع دارد و نگاه به او کاهش نخواهد یافت. ضمن این که جلوه­های زنانه پیوسته مورد دید و طمع گرسنگان جنسی قرار دارند اگر چه به طور مکرر مورد نظارة آنها باشند. چه این که عطش مردان به زن­ها محدودیت ندارد. نتیجه آن که بیرون شدن زن از پوشش عفاف حرص چشم­های گرسنه را کاهش نمی­دهد بلکه با توجه به آشکارشدن جاذبه­ها و زیبائی­های جسمانی او توجه و حرص مردان را افزایش می­دهد.

2- آزمندی انسان در صورتی است که بیننده، هوس کند و منع شود. اگر غذای لذیذی را از چشم گرسنه­ای بدور بدارند به آن حرص نمی­ورزد و همچنین اگر زن بسیار زیبائی از چشم مردان پوشیده باشد به آن حرص نخواهند ورزید. «هر آنچهدیده ببیند دل کند یاد» و زن پوشیده از دیدة نامحرمان به دور است. اما اگر در اشتیای نامحرم چند برابر می­شود. پوشش دینی مواضع زیبا و مهیج زن را می­پوشاند و طبعاً زمینه تحریک و آزمندی پدید نخواهد آمد. اما فرونشاندن غرایز جنسی با برهنه ساختن زنان، خاموش کردن شعله­های آتش با بنزین است.

3- تمایلات جنسی مرد به زن در نگاه او خلاصه نمی­شود تا با بی­حجابی زن روابط آنها طبیعی گردد. بلکه نگاه به مواضع آشکار شدة بدن او مقدمة بیداری شهوت و تمایلات خفتة مرد می­گردد و زمینه آزمندی شدید او بر کامیابی­های جنسی دیگر می­شود و چنین تشدید حرصی از حرص بر نگاه به مراتب زیانبارتر است، و زنان بی­حجاب علاوه بر حرص بر نگاه به مواضع مهیّج، حرص بر کامیابی­های دیگر جنسی را فراهم می­سازند. نگاه به زنان خودنما شهوت مردان را متلاطم می­سازد و تا ارضا نگردند نگاه آنها ادامه می­یابد و از آنجائی که قیود اجتماعی، شرعی و عقلی مانع ارضای آن هستند حرص بر نگاه ادامه خواهد داشت تا به عقده­های درونی یا جنایات جنسی منتهی شود که نمونه­های آن فراوان است.

4- طبیعی شدن نگاه بیگانه به مواضع جمال و مهیج یک زن جز با کنارگذاردن عفت که اساس زن را تشکیل می­دهد میسر نیست و سرپرست او نیز باید فاصله عمیقی از سلامت اخلاقی، غیرت، مردانگی و دیانت داشته باشد تا راضی شود به اندازه­ای چشم­های لجام گسیختة نامحرم در زیبائی­های ناموسش سرو سیاحت کند تا برای او طبیعی شود. او مجاز نمی­باشد. نتیجه این که اشکال تشدید حرص مردان به عکس آنچه گفته­اند بر بی­حجابی مترتب است که با فرو ریختن دیوار حجاب تمایلات شهوری به تنش­ها و تجاوزات جنسی مردان منتهی می­گردد. امّا ممنوعیتی که از سوی پوشیدگی زنان بر مردان بیگانه تحمیل می­شود به غزل سرائی، ادبیات و عشق عفیف منتهی می­گردد که مقدمه ازدواج شود.[1]

ج) پرده­پوشی دوشیزگان یک ظلم و احجافی است بر این جنس لطیف. چقدر شبیه تکلیف حجاب، آن که تکلیف نمایند که زن­های گوش­های خود را پنبه بگذارند تا نشنوند و چشم­های خود را بندند تا نبینند.

جواب این اعتراض به چند راه ممکن است؛ اولاً: آن که اگر در بی­پردگی زنها مفاسد اجتماعی و ادبی و اقتصادی و عمرانی باشد، چنانچه روشن می­شد، تکلیف حجاب مانند تکلیف اطفال است به دبستان رفتن و دانش آموختن و یا مانند تکلیف مریض است به خوردن داروهای تلخ و گویا به هیچ وجه شبیه گوش و چشم بستن نیست.

ثانیاً: آن که امر حجاب در جامعة زنان تا یک اندازه امری است فطری ایشان؛ چه آنکه به تاریخ زنان عالم رجوع کنیم و پرده پوش یا پرده دری ایشان را بسنجیم، بیشتر زنان دنیا را در قرون وسطی محجّبات خواهیم یافت مثلاً زن­های شهر شیب به یک حجاب و نقاب مخصوص که عبارت بود از پرده­ای که محاذی دو چشم برای دیدن سوراخ داشت، به صورت می­گرفتند و در اسپارت دوشیزگان بی­پرده در مقابل مردان می­آمدند؛ ولی پس از اختیار شوهر پرده­پوش می­شدند. و نقوش قدیم نشان می­دهد که زنها سر را می­پوشانیدند، ولیکن هر وقت به بازار می­رفتند، لازم بود که صورت را بپوشانند.

و نیز صاحب دایره المعارف لاروس می­نویسد که «زنان رومان در امر حجاب فوق العاده غلوّ داشتند، به درجة آن که زنان قابله ماما از خانة خود بیرون نمی­آمد، مگر با کمال حیا؛ و صورت را تا حد چشم می­پوشانیدند و ردایی که به پاشنه پایش می­رسید به دور می­گرفت و ردای دیگر به سر می­انداخت به قسمی که شکل قامتش معلوم نمی­شد.»

از این سلسله اطلاعات معلوم می­شود که تکلیف به حجاب فی الجمله تکلیف به یک فطرت اولیة زنان که ناشی از عفّت ذاتی ایشان است بوده؛ چه آن که در آن زمان با اختلاف طبقاتشان در دین و آئین، کم یا بیش از افق احتجاب دور نبودند و این تکلیف براخلاف فطرت اوّلیة عالم نسوان نیست.

ثالثاً: پردة رقیق نازکی که چهرة دوشیزگان را از آفات باد و خاک و آفتاب و گرما و سرما نگاه داردو در حقیقت حافظ زیبایی که بهترین متاع ایشان است، باشد، نمی­شود در ردیف مظالم و از موجبات محو حقوق و فشار بر زنان او را شمرد؛ با آن که منافع صحّی همین نقابی که از دیدن صاحب نیست و از دیده شدن حاجب است، بس است که بگوییم: هواخواهان رفع حجاب در حقیقت خواهان ظلم می­باشند و به این پیشنهاد زیانی را به عالم نسوان متوجّه می­کنند.[2]

ح) حجاب باعث طلاق خواهد شد؛ زیرا شوهر او چون او را ندیده به حبالة نکاح بیرون آورده، بسا باشد مطلوب او نباشد؛ ناچار باید او را رها کند.

اولاً: دیانت اسلامیه، نظر کردن به زنی را که مرد اراده نکاح و ازدواج او را دارد، جایز و مباح دانسته محقق قدس الله روحه می­فرماید:

یجوز أن بنظر الی امرأة یرید نکاحها و إن لم یستأذنها؛ و یختصّ الجواز بوجهها و کّفیها؛ و له أن یکرّر النّظر الیها و أن ینظره قائمة و ماشیة، و روی جواز أن ینظر الی شعرها و مَحاسنها و جسدها من فوق الثیاب؛

یعنی حلال است نگاه کردن به صورت زنی که می­خواهید او را به حباله خود بیرون آورد؛ هر چند از او اذن نخواسته باشد؛ و اختصاص دارد این حکم به صورت و دو دست او. برای اوست که مکرّر زن را ببیند، نشستن و راه رفتن او را ملاحظه نماید. و روایت شده است جایز بودن نگاه کردن به مو و گیسوان او وم حاسن و بدن او از روی لباس؛

این است مقرّرات اسلامی، پس اگر کسی به این حکم محکم عمل نکند، اسلام را تقصیری نباشد.

ثانیاً: مگر سبب و باعث طلاق منحصر است در بَد گِلی و عدم مباحث منظر تا به کشف حجاب این محذور برطرف شود. سبب و عامل قویِّ طلاق غالباً عدم توافق اخلاق و جمال معنوی یا فقر وفاقه و تیره روزگاری است؛ و این هم یک میزان کلی ندارد و غالباً از تحت قدرت و اختیار بیرون است.[3]



[1] - محمد رضا، اکبری، حجاب در عصر ما، ص 107-98.

[2]- رسول، جعفریان، رسائل حجابیه، ج 1، ص 214-213.

[3]- همان، ص 263.

 

نفس کشیدن آدمی گام های او به سوی مرگ است.
شنبه 14 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 19:35 ::  نويسنده : علی بامری

بسم رب الشهداءوالصدیقین

حجاب و زیبایی 

همسویی احکام اسلام به ویژه حجاب با زیبایی دوستی و لذت­ بردن دیداری است. آیا حجاب به معنای نفی زیبایی و یا مبارزه بازیبایی و عشق نیست؟ و به معنای خبیث دانستن شهوت و سرکوب نمودن نیروی و همچنین می­فرماید:

«شَرارِ نِسائِکُم الدَنسه الجوجه العاصیه...[1]

بدترین زنان شما زن ناپاکیزه، لجبار و سرکش است.

یکی از مراحل خودسازی، نگاهداری زبان و دل از آلوده­شدن به گناه می­باشد و می­بایست همواره زبان را به اسماء الله و اذکار شریفه ممارست داد تا دل و جان و همه وجود آدمی جز نام خدا، توکل براو، امید به حق، و رضای پروردگار، چیزی دیگر نشناسد و همه وجودش خداجو گردد.

روحیة سالم و معنوی داشتن و باطنی از خیرخواهی و نیکی کدن، آراسته بودن خود نوعی سلامت روح و سعادت اخلاقی و روانی است و سبب سلامت کامل­تر و عمر پر برکت­تر و پردوام­تر برای انسان می­شود.

فساد اخلاقی، انحاط است و یکی از شعب آن، سقوط در دره شهوت و کامجویی­های ناروا و آزاد و بی­بند و باری است.

زن با پوشش شرعی خود، خانواده را استوار و پا برجا می­سازد و بیهوده افراد را تحریک نمی­کند و هوس­ها را برنمی­انگیزد و مردها را به مفسده نمی­کشاند و جوانان را به بی­بند و باری سوق نمی­دهد.

و کودکان را از مهر و محبت خالص والدین، محروم نمی­سازد و بازار فساد و افسار گسیختگی را گرمی و رونق نمی­بخشد.

زنانی که جسم خود را پربهاتر از آنان می­دانند که اجازه دهند هر چشمی از آنان تمتع گیرد، هر هوسی بدان گرایش یابد.

این گونه زنان شاگرد مکتب خدیجه و فاطمه(س) و اسماء بنت عمیس­ها و فضه­هایند. اسلام از زنان بی­حجاب و بدحجاب، بیزار و متنفر است. زیرا اینهایند که با متزلزل کردن اخلاق و فضیلت، اسلام را در بین مردم لگدمال می­کنند.[2]

نفس کشیدن آدمی گام های او به سوی مرگ است.
شنبه 14 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 2:44 ::  نويسنده : علی بامری

حجاب عبادت است

واژه «عبادت» منحصر به نماز، روزه، حج و اعمال واجب معروف نیست، بلکه تمام کارهائی را که انسان به وسیلة آن به خدا تقرُّب می­جوید شامل می­شود.

حجاب نیز ـ چون یک واجب دینی است و رعایت آن بر زن لازم است ـ عبادت است.

زن با حجاب در حال عبادت خداست، او تا هنگامی که در حجاب است، هر گامی که برمی­دارد، نزد خدا درجات به دست می­آورد.

و انجام واجبات شرعی در درجة اوّل عبادت است.

وچون حجاب واجب شرعی و دستور الهی است، لذا انجام این وظیفه، عبادت است.

زنِ با حجاب، عملاً به قرآن ارج می­نهد، و برای قرآن ارزش قائل است، چرا که فرمان قرآن را عملی کرده است ...

اُو با حجاب خود، چشم رسول خدا را روشن، و قلب مقدَّس ائمة اطهار، و بخصوص امام زمان را شاد و مسرور و راضی می­کند.

قرآن کریم می­فرماید:

«وَ قُلِ اعْمَلُواْ فَسَیرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»[1]

ای پیامبر ما، به مردم «بگو عمل کنید، که خدا و رسول اُو، و مؤمنین (که ائمّه دین باشند) عمل شما را می­بینند».

بنابراین آیه، زنِ با حجاب باید بداند که حجاب او، باعث خوشنودی خدا و رسول خدا و اهل بیت عصمت و طهارت می­شود. و این خود، تشویق بسیار بزرگی است برای پای­ بندبودن به حجاب.



[1] - سوره توبه، آیه 105.

 

نفس کشیدن آدمی گام های او به سوی مرگ است.
شنبه 14 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 2:44 ::  نويسنده : علی بامری

بسم رب الشهداءوالصدیقین

حجاب کرامت و طهارت است

بعضی گمان می­کنند که حجاب بار سنگینی و تحمیلی به دوش زن است، و کرامت و منزلت اجتماعی وی را مخدوش می­کند. ولی قرآن کریم، حجاب را دقیقاً برعکس این گفته می­داند. و در بحث آیات مربوط به حجاب در قرآن، فرمایش خدای متعال به مده که فرموده:

«وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ»[1]

«هر گاه از زنان پیامبر چیزی خواستید از پُشتِ پرده و حجاب بخواهید، که رعایت این کار باعث طهارت و پاکی دلهای شماها و آنان است»

 از جملة: «رعایت این کار، باعث طهارت و پاکی دلها شما و آنان است» اوّل: اینکه حجاب باعث کرامت و شخصیّت زن می­شود، و هنگامی که زن کشف حجاب می­کند و زیبائی­های خود را آشکار می­سازد، در حقیقت کرامت و قدسیّت خود را پای مال کرده است، به طوری که مانند یک عروسک ملعبة شهوت زنان و هوس بازان می­شود، و در نتیجه جایگاه والای خود را از دست می­دهد.

دوّم: در حجاب پاکی زن است و این طهارت و پاکی در حدّ ظاهر توقّف نمی­کند، بلکه راه را به سوی نقطة مرکزی زن ـ که قلب باشد ـ می­پیماند.

و قلب پاک و طاهر است که انسان را به اُوج کمال و معنویّت و قُرب به درگاه حق می­رساند. و «حجاب» دربِ ورودی به طهارت قلب است برای زن.

سوّم: حجاب باعث پاکی و طهارت جامعه نیز می­شود، زیرا جامعه از خانواده و خانواده از زن و مرد تشکیل می­شود. پس اگر زن و مرد پاک و شایسته خواهد بود. پس حجاب چه نقش بزرگی در طهارت مَرد و زن و جامعه ایفا می­کند و بی­حجابی برعکس آن دقیقاً ـ باعث آلوده­گی زن و مرد و خانواده و جامعه خواهد شد. و بی­حجابی، درب ورودی برای فساد قلب و آلوده­گی روح، و اشاعة فحشا و منکرات خواهد بود.[2]



[1] - سوره احزاب، آیه 53.

[2]- محمد رضا، انصاری محلاتی، حجاب سعادت است، 69-61.

 

نفس کشیدن آدمی گام های او به سوی مرگ است.
درباره وبلاگ

این وب سایت به یادجوان ناکام مرحوم حمیدبامری ازساکنین کلاکنتک درشهرستان دلگان راه اندازی شده،شادی روح آن مرحوم وتمام گذشتگان فاتحه وصلوات بفرست. اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم اللهم عجل لولیک الفرج
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان منتظران ظهور و آدرس alibamari.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 5
بازدید ماه : 5
بازدید کل : 485485
تعداد مطالب : 81
تعداد نظرات : 2
تعداد آنلاین : 1



زندگی آب روان است روان می گذرد آنچه تقدیر من وتوست همان می گذرد.


                    
 
 
(function(i,s,o,g,r,a,m){i['GoogleAnalyticsObject']=r;i[r]=i[r]||function(){ (i[r].q=i[r].q||[]).push(arguments)},i[r].l=1*new Date();a=s.createElement(o), m=s.getElementsByTagName(o)[0];a.async=1;a.src=g;m.parentNode.insertBefore(a,m) })(window,document,'script','//www.google-analytics.com/analytics.js','ga'); ga('create', 'UA-52170159-2', 'auto'); ga('send', 'pageview');